از ارتباط گرفتن نترسیم
در مورد موضوعی کاری باید تصمیمگیری میکردم. تردید داشتم و نمیتوانستم بین همه عواملی که هست به نتیجه مشخصی برسم. به فکرم رسید از کسانی
جریان کار در بستر ذهن
وقتی بستر یک رودخانه مدتی خشک باشد و بعد دوباره آب در آن جریان پیدا کند ابتدا آب زلال نیست. اول گلآلود است و به
استرس کارهایی که باید انجام دهیم
فعالیتهایی دارم و برای خودم مشخص کردهام که هر روز آنها را انجام دهم. اما گاهی برای انجامشان استرس میگیرم. تا آنها را انجام ندهم
چرا میترسیم؟
یکی از علتهای استرس داشتن و ترسیدن ندانستن است. نمیدانیم چه چیزی در انتظارمان است. در ذهنمان هزار احتمال مختلف را تصور میکنیم و چون
فقط چند دقیقه
یکی از چیزهایی که مانع انجام کار میشود این است که فکر میکنیم از ابتدا باید برنامهای مشخص داشته باشیم و چند ساعت برای آن
حرفهایم با خود بیحوصلهام
اگر بخواهم به خود بیحوصلهام که کاری نمیکند و خسته است چیزی بگویم که حالش بهتر شود چه میگویم؟ میگویم: دقت کردهای این چند روز
عضویت در خبرنامه
بخشهای سایت من:
- نوشتههای من (۱۲۹)
آرشیو ماهانه
- اسفند ۱۴۰۳ (۳)
- بهمن ۱۴۰۳ (۴)
- دی ۱۴۰۳ (۱)
- آذر ۱۴۰۳ (۱۰)
- آبان ۱۴۰۳ (۱۲)
- مهر ۱۴۰۳ (۲۲)
- شهریور ۱۴۰۳ (۲۱)
- مرداد ۱۴۰۳ (۲۰)
- تیر ۱۴۰۳ (۱۴)
- خرداد ۱۴۰۳ (۴)
- آذر ۱۴۰۲ (۱)
- شهریور ۱۴۰۲ (۱۴)
آخرین نظرات: