حرف زدن یا عصبانیت؟
به این دعوتمان میکنند که حرف بزنیم و ساکت نباشیم و نگذاریم سکوت بیجا حقی از ما ضایع کند. اما این حرف بد برداشت شده
عادتها: محدودکننده یا آزادکننده؟
ممکن است فکر کنیم تعهدات روزانه برای کارهایمان دستوپاگیر هستند و جلوی آزادی عمل ما را میگیرند. اما در واقع کار را در ذهن ما
تور ایمنی برای کارها
بندبازها را دیدهاید که زیر پایشان یک تور ایمنی نصب میکنند که اگر از روی بند افتادند از آنها محافظت کند؟ وقتی عادتی در خود
این همه از خودت انتقاد نکن
چرا مثل مراقبهای امتحان بالاسر خود بیچارهات میایستی که کوچکترین خطایی کند و مچش را بگیری؟ بعد بگویی خب دیدی؟ دیدی نتوانستی؟ هنوز که در
چرا به پروانهها علاقه دارم؟
دیدن پروانهها همیشه مرا به فکر میبرد. به نظرم زیبایی و ظرافتی عجیب دارند. گفتم بگذار هرچه به وجدم میآورد را دربارهشان بنویسم. به پروانهها
تو آمد خردهخرده رفت من آهستهآهسته*
این شعر را که شنیدم یاد روند تغییرکردن افتادم. حرکتی تدریجی از چیزی که هستیم به چیزی که میخواهیم بشویم. اخیراً بیشتر به این موضوع
عضویت در خبرنامه
بخشهای سایت من:
- نوشتههای من (۱۲۹)
آرشیو ماهانه
- اسفند ۱۴۰۳ (۳)
- بهمن ۱۴۰۳ (۴)
- دی ۱۴۰۳ (۱)
- آذر ۱۴۰۳ (۱۰)
- آبان ۱۴۰۳ (۱۲)
- مهر ۱۴۰۳ (۲۲)
- شهریور ۱۴۰۳ (۲۱)
- مرداد ۱۴۰۳ (۲۰)
- تیر ۱۴۰۳ (۱۴)
- خرداد ۱۴۰۳ (۴)
- آذر ۱۴۰۲ (۱)
- شهریور ۱۴۰۲ (۱۴)
آخرین نظرات: